السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

50

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

خردهاى آدميان نقش چشمگيرى داشته است ولى بدين نكته توجه نكرده‌اند كه محال است فرزندان چنين امّتى بر گرويدن به خرافه‌اى هم داستان شوند . هرچند بررسىها اين بىتوجهى و غفلت را از مستشرقان نفى كرده و بيان مىدارد از آنجا كه اينان اوّلا ، باورهاى پيشينيان خود را آكنده از خرافه‌ها و افسانه‌هاى بىپايه و اساس مىيافتند ، نمىتوانستند بدون افزودن مقدارى از كينه‌هاى خود ، درباره‌ى اسلامى كه ناب‌تر از طلاى خالص است ، سخنى بگويند و چيزى بنويسند و بر اين اساس ، آن‌چه را از نبى مكرم اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلم درباره‌ى ظهور حضرت مهدى عليه السّلام در آخر الزمان ، به شكل متواتر نقل شده بود ، به خرافه بودن متّهم ساختند . ثانيا ، از آنجا كه آثار اجتماعى سازنده و انكارناپذير « انتظار » را مشاهده مىكردند ، بر آن شدند تا با لطايف الحيل مانند متهم كردن « ايده‌ى مهدىباورى » به « خرافى بودن » ، اين تفكر آرمان‌ساز و انرژىبخش و مجاهدپرور را از ذهنيّت جامعه‌ى اسلامى پاك كنند و اين سلاح برّان مسلمانان را ناكارا سازند . با اين همه ، بايد گفت : مصيبت اينجا نيست . زيرا اين مستشرقان مصداق اين سخن الهىاند كه مىفرمايد : كلام بزرگى است كه از دهانشان خارج مىشود ، اينان سخن نمىگويند ، مگر به دروغ . « 1 » بلكه مصيبت در نوشته‌هاى كسانى رخ نهان كرده است كه لباس مردانى چون سيد جمال الدين اسدآبادى و شيخ محمد عبده را كه از پيشگامان حركت اصلاحى در جهان اسلام بوده‌اند ، بر تن كرده‌اند . متأسفانه همين امر به پوشيده ماندن حقيقت اين نوشته‌هاى مسموم كمك مىكند ، آثارى كه حقيقتى ندارند جز پناهندگى به دشمن و هدايت جستن از كسى كه خود در درياى گمراهىها و تاريكىها غرق گشته است ؛ بدون هيچ‌گونه تأمّل شايسته و توجّه بايسته در قبال همه‌ى آنچه ميراث جاويدان اسلامى را تهديد مىكند و اصول شامخ آن را هدف قرار داده است و بدون هيچ‌گونه احساس تعهّد اصيل نسبت به حقيقت‌جويى و حق‌طلبى و دفاع از واقعيت‌ها و نواميس عالم هستى در مقابل حق‌ستيزان و حقيقت‌گريزان . ازاين‌رو ، بايد از هردو گروه پيش‌گفته برحذر باشيم و تا پيش از طرح ادلّه‌ى يقينى و قطعى اعتقاد مسلمانان به امام مهدى عليه السّلام در بخش‌هاى مختلف يك پروژه‌ى تحقيقى و ارزيابى آن‌ها ، از پذيرش هرآنچه در اين باب القا يا منتشر مىگردد ، اكيدا اجتناب ورزيم .

--> ( 1 ) . كهف / 5 .